Skip to Content

خورشید در معبد

Loading the player...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِيمِ کَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً

أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى و أنَا ابنُ عَلِيٍّ المُرتَضى‏ و أنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ و أنَا المَقتولُ بِكَربَلاءَ

نمایش آفتاب در معبد (ترسایان)               

ابن زياد، سر مبارک امام حسين عليه السّلام را به سوى يزيد بن معاويه، روانه می کند. سپاهی که مامور بود هر گاه در منزلى فرود مى‏آمدند، سر را از صندوق مخصوص آن بيرون مى‏آوردند و آن را بر سرِ نيزه مى‏كردند و همه شب تا هنگام حركت، از آن محافظت مى‏كردند و سپس آن را به صندوق، باز مى‏گرداندند و حركت مى‏كردند.

در مسیر راه لشکر ابن زیاد به فرماندهی خولی بن یزید اصبحی (که از افراد حکومت بنی امیه بود و در جریان نبرد کربلاء حضور داشت) پس از گذشتن از منزلگاه‌های مختلف در کنار دِیر و عبادتگاه راهب مسیحی، منزل کردند و سر مبارک حضرت امام حسین علیه السّلام  را در صندوق گذاشتند، و دور صندوق نشسته و از آن حراست می‌کردند.

راهب معبد که پذیرای آنان می‌شود نسبت به کاروان وآدم‌ها و صندوقی که همراه دارند کنجکاو می‌شود. پس از سوال وجواب های پی درپی متوجه می‌شود که این آدم‌ها از یاران ابن زیاد هستند و پسر پیامبرشان را کشته و سر او را به نزد یزد بن معاویه ـ علیهما اللعنه ابد الآبدین ـ می‌برند.

راهب خشمگین و غمزده می گردد وابراز می‌کند که اگر مسيح ـ علي نبیّنا و آله و علیه السّلام ـ فرزندى می‌داشت، او را بر بالاى چشمانشان جاى مى ‏دادند.

راهب که دغدغه دیدن سر پسر پیامبر خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم را در دل دارد سرامام را طلب می کند.اما با مخالفت خولی روبرو می شود.پس پیشنهاد وسوسه انگیزی به سپاهی ابن زیاد می‌دهد. درقبال ده هزار دینار، سر حسین ـ علیه السّلام ـ را طلب می‌کند تا آن شب را با سر به صبح برساند. خولی به وسوسه طمع پول قبول می کند ودر ازای ده هزار دینار سر را تاصبح در اختیار راهب قرار میدهد.پس راهب سر را گرفته و آن را شست وشو می‌دهد و خوش‏بو می کند و روبروی خود قرار می‌دهد و همه شب را به گريه می‌نشیند.

راهب تا صبح با سر واگویه دارد و حقیقت امر را از بودن با سر تاصبح درمی‌یابد.

راهب صورتش به صورت مبارک امام می‌نهد و خطاب به سر امام تقاضا می‌کند که در قیامت، شفیع او باشد.

در انتهای صبح راهب گواهى مى ‏دهد كه خدايى جز خداوند یگانه نيست و گواهى مى‏ دهد كه محمّد، پيامبر خداست.

پایان خوش و عاقبت بخیری راهب مسیحی با پذیرش اسلام و خدمت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین منجر می شود. آن گاه راهب، از دِير (عبادتگاه) و راه و عقيده‏اى كه در آن بود، خارج می‌شود و خادم اهل بيت عليهم السّلام می‌شود.

تاریخ تولید: 1395

نویسنده، تهیه کننده، کارگران و افکتور: عبّاس طاهری

بازیگران به ترتیب ایفاء نقش: مجید شیخ الإسلامی، کریم جشنی، عبّاس طاهری و علیّ زکریایی

صدابردار: امیر دادور

گوینده: علیّ زکریایی

مشاور فرهنگی: حجّت الإسلام حسین پویا