حمایت از کالای ایرانی | پنج‌شنبه، ۲۴ آبان ۱۳۹۷

در دایره خوبان - مرغ سحر - شهید موسوی قوچانی - تولیدات تلویزیون

 

 

برنامه های تلویزیون

در دایره خوبان - مرغ سحر - شهید موسوی قوچانی

در دایره خوبان - مرغ سحر - شهید موسوی قوچانی

مستند بازسازی شده  " در دایره خوبان" با هدف معرفی شهدای روحانی  در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در 13 قسمت 30 دقیقه ای در شبکه استانی سیمای خراسان رضوی تهیه شده است.

تحلیل و بررسی شیوه زندگی و مبارزات شهدای روحانی در زمان  مبارزات قبل از انقلاب اسلامی بر علیه رژیم پهلوی و به ثمر رساندن پیروزی انقلاب اسلامی و 8 سال دفاع مقدس موضوعاتي است كه در این برنامه  به آن پرداخته  و  نقاط بارز و پررنگ این مبارزات به تصویر کشیده ‌شده است.

بیانات کمتر شنیده شده رهبر انقلاب در مورد شهید موسوی قوچانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

آشنایی من با آقای موسوی حدود سال49 صورت گرفت. ایشان را به عنوان یک طلبة درس خوان فاضل و مورد اطمینان به من معرفی کردند.

آن روزها ما میکوشیدیم طلبههای جوان پراحساس، پرانگیزه که علاقهمند بودند در معارف اسلامی و در بینش انقلاب اسلامی آگاهیهایی پیدا کنند، جمع میکردیم و در جلسات کوچک و بزرگ به اقتضای حال آنها، من به آنها درس میگفتم.

وقتی با آقای موسوی آشنا شدیم، در اولین جلسه چند خصوصیت او مرا به ایشان جذب کرد: یکی قناعت و وقار و کمحرفی این جوان بود.

اینها خصوصیاتی بود که من همیشه از این خصوصیات خوشم میآمد و در طلاب این را میپسندیدم. خصوصیت دیگر ایشان این بود که جوان متعهدی بود. اولین لحظات دیدار ما هنگام نماز ظهر بود که من دیدم چه نماز با توجه و با حالی این جوان ادا کردند. این هم یکی دیگر از خصوصیات دیگری بود که بسیار خوشم آمد و فریفته شدم. آشنایی ما باهم ادامه پیدا کرد، بهطوری که همیشه به من میگفت: من از بین همه افرادی که در این دنیا هستند، امام خمینی را بیشتر دوست دارم و بعد از امام خمینی، تو را. و راست میگفت و آثار محبت را در نگاه و در نشستوبرخاست او و در برخوردهای او احساس میکردم.

آیندة او، سعادت او و همة نیکوییها و زیباییها در روح او و فکر او برای من یک هدف بود و خودم را به آن نزدیک میکردم.

در جریان جشن2500 ساله و در سال1350 یک عده از طلبههای دوستان من از جمله آقای موسوی، شهید عزیزمان هم جزء کسانی بودند که شدیداً فعالیت میکردند و جزء فعالین این ماجراها بود.

دوم مهرماه 1350 بنده را دستگیر کردند، و در همین روزها چند نفر از این طلبههای دوستان ما را گرفتند. سلولهایی بود بسیار کوچک و سقفهای کوتاه و بدون هیچگونه روشنایی.

یک روز دیدم صدای آقای موسوی میآید. فهمیدم که بله ایشان را هم دستگیر کردهاند و اتفاقاً بعد از چند روز ایشان را همسایه من کردند. آنجا فراموش نمیکنم حالاتی را که از شکنجه سخت این برادر برای من و هم زندانیها حاصل شد. سختترین شکنجهها را آن روزها و در زندان به آقای موسوی دادند. در یک روز 3 مرتبه او را بردند بازجویی و هر سه بار کتک زدند و این خیلی چیز عجیبی بود و ایشان دیگر نمیتوانست راه برود و بعد از آن ایشان را به سلول دیگری بردند. صبح یا همان شب به بهانهای بیرون رفتم و دیدم صدای آقای موسوی نمیآید و درب سلول او باز است. گفتم نکند ایشان را شهید کرده باشند و خیلی ناراحت شدم. ولی بعد از چند ساعت صدای شهید از آن طرف زندان بلند شد و بهعنوان اینکه قرآن میخواند، وضع حال خودش را به عربی به من توضیح داد. بعد از چند روز به بهانة تیمّم نگهبان بیچاره را خام کرد و در مقابل سلول من نشست و با تظاهر به قرآن خواندن خیلی راحت بنا کرد با من عربی حرف زدن. حرفش این بود که البته با آن تعبیرات بسیار محبتآمیزی که نسبت به من گفت- فلانی به من بگو که اگر من در این حال کشته شوم، شهید هستم یا نه، البته من هم پاسخ او را با همان صدا از توی سلول گفتم: تو انشاءالله کشته نمیشوی و زنده میمانی، و بدان اگر کشته هم بشوی، یقیناً شهید هستی و مقاومت کن... بسیار خوشحال و شاد تیمّمش را کرد و از آنجا آویزان به گردن نگهبان بیچاره رفت. بعد از زندان کارهایمان ادامه داشت و من یک جلسهای داشتم که اینها 6 نفر بودند و یکی از آنها شهید موسوی بود. اگر بخواهم راجع به خصوصیات اخلاقی ایشان صحبت کنم و نقاط مثبتش را بشمارم، باید بگویم یک فردی بود دارای علم و حلم و با جنبه. آدمی نبود که زود عصبانی شود، از کوره در برود، و در پاسخ یک حرف یا یک تعرّض، جواب نسنجیده بدهد. اهل کار بود؛ یعنی، کار جسمی را خیلی راحت انجام میداد.

از خصوصیات دیگر این روحانی مؤمن جوان شهید این بود که ایشان زندگیاش زاهدانه بود، وضع داخل زندگیاش فقیرانه و زاهدانه بود. در حالی که میتوانست بهتر از آن بکند، برایش این امکان وجود داشت. از جمله خصوصیات دیگر ایشان این بود که متعبد بود، نماز با حالی میخواند، نمازش با توجه بود. اهل ابتکار و نوآوری بود. مطالب را میپرداخت، میپخت، بر آنها میافزود و چیزهایی جدید را از آن استنباط میکرد و استخراج میکرد. شکوفایی و رشد داشت، البته درسخوان بود و علاقهمند به درس.   

.