Skip to Content

دوبیتی های ولادت حضرت محمد و امام صادق علیهما السلام

دوبیتی در مدح و ولادت حضرت رسول و امام صادق علیهما السلام

********************************************************

شاعر: سید رضا موید (مشهد)

شب را سحر آمد که محمد آمد

روز ظفر آمد که محمد آمد

بتهای حرم شکست و زان بشکستن

فریاد برآمد که محمد آمد

٭٭٭

دل رفت ز دست  تا محمد آمد

گل دایه  بست تا محمد آمد

هرگز نبود مکان بت بیت خدا

بتنها بشکست تا محمد آمد

********************************************************

شاعر: محمود ژولیده

شهر بركات است ربیع المولود

پر از حسنات است ربیع المولود

میلاد پیمبر و امام صادق

ماه صلوات است ربیع المولود

٭٭٭

كشتی نجات است ربیع المولود

خود آب حیات است ربیع المولود

گویند كه ازدواج زهرا و علی است

ماه صلوات است ربیع المولود

٭٭٭

با آمدنت قرار دل ها آمد

محبوبترین نگار دل ها آمد

این نور محمد است و فجر صادق

با عطر دو گل بهار دل ها آمد

********************************************************

شاعر: سید هاشم وفایی (مشهد)

هرکس که به کف از تو براتی دارد

در روز جزا راه نجاتی دارد

جاری است همیشه نام تو در صلوات

نام تو شنیدن صلواتی دارد

***

ای دوست برای دل براتی بفرست

در ظلمت غم آب حیاتی بفرست

خواهی که خدا بر تو فرستد صلوات

بر احمد و آلش صلواتی بفرست

***

ای دوست اگر حُسن صفاتی داری

گنجینۀ نور و برکاتی داری

مجذوب ولایت علی خواهی شد

هرگاه که ذکر صلواتی داری

***

روزی که به عرش احترامش کردند

آئینۀ حسن ذوالکرامش کردند

از باغ بهشت با ورود احمد

گل های محمدی سلامش کردند

***

وقتی که شکوفۀ تولا گل کرد

صد شاخه امّید و تمنا گل کرد

گفتند گل روی محمد بشکفت

ذکر صلوات بر لب ما گل کرد

***

در فصل گل و بهارِ اسماء و صفات

در موسم عشق و جوشش آب حیات

جبریل به همره ملائک می گفت

بر آل علی و آل احمد صلوات

***

وقتی که رئیس مذهب ما آمد

همراه رسول مکتب ما آمد

عطر گل و باغبان بهم چون آمیخت

ذکر صلوات بر لب ما آمد

×××

امشب که شب خجستۀ دلبری است

دل ها ز غم و غصه و ماتم بری است

شاد است دل آل محمد، زیرا

میلاد رئیس مذهب جعفری است

×××

امشب که سرود عشق زیب لب ماست

میلاد رئیس مکتب و مذهب ماست

در این شب و روز غرق نور امید

ذکر صلوات ذکر روز و شب ماست

×××

آنان كه شكوه در حقایق دیدند

گل را ورقی ز حُسن خالق دیدند

پُر نورترین ستارۀ دنیا را

در آینۀ امام صادق دیدند

×××

جهل بشر از دانش تو كاسته شد

آئینه علم از تو پیراسته شد

از گلشن وحی بس كه گُل پاشیدی

گل زار علوم از تو آراسته شد

×××

خواهی به حضور دوست لایق باشیم    

 باید که به راه عشق عاشق باشیم

 با پیروی از راه امـام صــادق

ای شیعـه بیا مُحب صادق باشیـم

********************************************************

شاعر: رضا اسماعیلی

تا نام تـــــو بــــــــر زبان هستی آمــــد

در سینــــــه ی عشق ، شور مستی آمد

از سینه ی کعبه نـــــــور تو بیرون زد

گلبـــــــانک خوش خـــــداپرستی آمـــد

***

افتــاد ز شاخه سیب ، « انسان » خندید

نـــــــور تو وزید ، صبح رخشان خندید

وقتـــــــــی که خدا به روح تو نازل شد

پیغمبـــــــــــر عشق ! نـور قرآن خندید

***

تــــــو نـــــــــور کمال فصل بسم اللهی

در ظلمت فتنـــــــه شبچــــــــراغ راهی

ای بت شکن همیشـــــــه و همـــــواره !

تـــــــــو معنــــــی « لا اله الا اللهی »

***

ای خــــــــــون حماسه در رگ آزادی !

تــــــــو بـــــــر سر ظلم ، تندر فریادی

تـــــــــو آمدی و به غنچــــه های ایمان

فـــــــــرمان خجستــــه ی شکفتن دادی

***

بــــــــــــــوی تو ز بوستان من می آید

خـــــــــورشید در آسمــــان من می آید

لب های مـــــــــرا فرشتگان می بوسند

چون نــــــــام تو بـــر زبان من می آید

***

باید کـــــــــه حضور مــــاه را دریابیم

در دولت نــــــــــــور ، راه را دریابیم

ذکر صلــــــوات بـــر محمد کافی ست

تا معنــــــی « لا الــــــه » را دریابیم

***

ای عشـــق ! تــــــو آمدی حیاتم دادی

از ظلمت و تیـــــرگــــــی نجاتم دادی

من تشنــــه ی یک سرود روشن بودم

جامــــــــــی ز زلال صلــــواتم دادی

***

ای دل شدگــــــان ! یـــــار موافق آمد

افشاگــــــــر چهره ی منافـــــــــق آمد

عالــــم ز ظهور نـــــور او روشن شد

یاران ! صلــــ وات ، صبح صادق آمد

***

ای دوست ! ندای " لا تخف " مــی آید

شب رفت ، صدای چنگ و دف می آید

شد چشم زمین به نــــــور احمد روشن

از عرش فرشته صف به صف مـی آید

***

در کشــــور عشق، معبــدی می خواهم

یک سینه تهــــی ز هر بدی می خواهم

سهمـــــی ز جهان اگــر مرا می بخشید

باغــــــی ز گل محمــــــدی می خواهم

***

او آمــــــده تا هـــــــراس ، ملغی گردد

قانــــــــون شب از اساس ، ملغی گردد

او آمــــــــــده بـــــــــا بشــارت آزادی

تــــــــا ذلت التمــــــــاس ، ملغی گردد

***

ای حضــرت نوبهار ! رحمت با توست

آیــات سخاوت و کــــــــرامت با توست

شد زنده زمین بــــــــه لطف گام سبزت

سوگند بـــــه گل ، بوی قیامت با توست

***

بـــی نور تو ، پیر معرفت گمــراه است

توفان شب است و دیو و دد در راه است

تـــــــــو روح یقین ، حقیقت توحیــــدی

نــــــــور تو کلید فهم « بسم الله » است

***

ای نـــــــــور زمین و آسمان ! ادرکنی

ای قبلــــــه دل ، بهشت جان ! ادرکنی

بـــــوی خوش وصل می وزد از نامت

نـــــام تـــــــو سرود عاشقان ، ادرکنی

********************************************************

شاعر: سید حبیب حبیب پور

از ساغر مصطفی صفا می خواهم

" اقرأ اقرأ "من از حرا می خواهم

ای غنچه ی پر خنده ی هستی ، احمد !

لبخند تو را روز جزا می خواهم

****

از جام نگاه تو وضو خواهم کرد

بر کعبه ی چشمان تو رو خواهم کرد

آن روز که روز سخت رسوایی هاست

با نام تو کسب آبرو خواهم کرد

********************************************************

شاعر: رسا

میلاد تو انفجار نور است امشب

یثرب ز تو جلوه گاه طور است امشب

با تذکره مدینه دادن مارا

مسرور نما شب سرور است امشب

***

امشب سخن از جان جهان باید گفت

توصیف رسول  انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

********************************************************