Skip to Content

مسجد کرامت

Loading the player...

دانلود

 

مسجد کرامت یکی از مساجد قدیمی و معروف شهر مشهد است که در مرکز شهر مشهد و در فاصله تقریبی کمتراز 500 متر به بارگاه منور رضوی و در چهارراه شهدا(چهارراه نادری) واقع شده است. مسجد کرامت در دوران انقلاب مرکز و ستاد عملیاتی تظاهرات و راهپیمایی‌های مردم مشهد و سنگر حضور افرادی چون آیت الله خامنه ای، آیت الله واعظ طبسی، آیات عظام نوغانی، مرعشی، شیرازی و شهیدانی چون هاشمى‏ نژاد، کامیاب، موسوى قوچانى و اندرزگو بود که در صف مبارزین اصلی انقلاب قرار داشتند و برای پیشبرد اهداف امام راحل و مبارزه با رژیم ستمشاهی شکنجه ها و سختی های فراوانی را به جان خریدند. تاریخچه این مسجد از آنجا آغاز می شود که خانه قدیمی مرحوم حاج سید محمود کرامت در سال ۱۳۴۴ در قالب یک ساختمان سه طبقه نوسازی میگردد و به نام " بنای کرامت " نامگذاری می شودودر ایام اعیاد و سوگواری ائمه اطهار (ع) و مناسبتهای مذهبی جهت برگزاری مجالس از آن استفاده میشود و در مراسم بزرگتر مانند ایام عزاداری محرم و صفر و جشن های با شکوه نیمه شعبان، صحن حیاط با چادر مخصوصی پوشیده میشود و پذیرای عزاداران میشود تا اینکه در سال ۱۳۵۱ صحن حیاط در دو طبقه مسقف گردیده که سالن پایین جهت مسجد و سالن بالا بصورت حسینیه درآمده که همزمان به وسیله واقف شرعاً و قانوناً به نام مسجد و حسینیه کرامت وقف شده است. در سال ۱۳۵۳ که امام جماعت این مسجد رهبر انقلاب اسلامی برعهده گرفتند، گویی خون تازه ای به رگ های این مسجد جاری می شود و این مکان شروع تازه ای می شود تا تمام انقلابیون مکان مرکزی را برای این شور پیدا کنند و البته حمایت مردم هم مزید علت می شود تا این مسجد نام خود را در تاریخ حک کند. قدیمی هایی که از این مکان خاطره دارند می گویند شعار "مرگ بر شاه" اولین بار بر دیوارهای این مسجد نوشته شده و ساواک به حاج محمود کرامت تذکر داده بود که باید جلوی این گونه کارها را بگیرد و ایشان جواب داده بودند که من نمی توانم در مسجد را ببندم. رهبر انقلاب اسلامی در بین روحانیون از این مسجد یاد می کنند و می گویند: بنده اعلام کرده‌ام و حالا هم به شما برادران عزیز دارم عرض می‌کنم من تابع حجت شرعی‌ام. یک روزی بود بنده در مسجد کرامت مشهد نماز می‌خواندم، منبر می‌رفتم، سخنرانی می‌کردم بعد از نماز، منبر یعنی نمی‌رفتم می‌ایستادم صحبت می‌کردم. چشمم به این جمعیت که می‌افتاد آن جمعیت در مساجد مشهد نظیر نداشت، یعنی مسجد پدر خودم که پنجاه سال بود نماز می‌خواند بعد از نماز ایشان می‌آمدند برای مثلاً فرض کنید که صحبت من بود گوش کنند یا نماز ما و آن اجتماع مسجد ما ده برابرِ مثلاً اجتماع مساجد معروف و معتبر مشهد بود، تمام این مساجدی که بود مشهد، بدون استثناء. یک اجتماع عظیمی از در و دیوار، واقعاً از در و دیوار جمعیت همین‌طور می‌چسبیدند که بیایند نماز و بیایند گوش کنند آن حرفهای ما را. من چشمم که می‌افتاد به این جمعیت گاهی اوقات تنم می‌لرزید، می‌گفتم پروردگارا! من در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم؟ این همه مسجد خالی شد تو مشهد که مسجد ما پر شد. آخر من چطور جواب این‌ها را بدهم؟ واقعاً تنم می‌لرزید. بار‌ها با خودم فکر می‌کردم در آن وقت که از این کارهائی که دارم می‌کنم، نماز می‌خواندم و تفسیر می‌گفتم و حدیث روی تخته می‌نوشتم و از این کارهائی که آن وقت‌ها جدید بود، نو بود اینکار‌ها، جاذبه داشت، می‌گفتم بیایم کنار، منصرف بشوم و اینکار‌ها را نکنم که این جمعیت یک خرده‌ای، بعد فکر می‌کردم که خب آن نهیب تکلیف وظیفه و این‌ها که آیا مثلاً جایز هست جایز نیست. فعالان این مسجد در پیش از انقلاب به سه قشر تقسیم شده بودند که شامل حوزوی‌ها، بازاری‌ها و دانشجویان می‌شدند. فضای بسته آن زمان اقتضا می‌کرد افراد گروه‌های مختلف یکدیگر را نشناسند؛ این افراد از راه‌های مختلف شناسایی و برای فعالیت به مسجد کرامت دعوت می‌شدند. کارها و امور دیگر نیز از نظم خاص خود برخوردار بود.در تمام این سال‌ها ساواک مسجد را زیرنظر داشت و مأمورانی را به بهانه های مختلف می فرستاد.خوشبختانه پس‌از انقلاب تا هم‌اکنون این مسجد در همان سو و جهت خاستگاه و مورد توجه مردم متدیّن و مذهبی و انقلابی شهر مقدس مشهد و زائران گرامی بارگاه مقدس و مطهر حضرت‌رضا(ع) بوده و هست پس از انقلاب این مسجد توسط خیرین و افراد بسیاری توسعه پیدا کرد و با توجه به نزدیکی به حرم مطهر خیلی بیشتر از گذشته پایگاهش را در قلب مردم حفظ کرد و هم اکنون به صورت برنامه ریزی شده و مکرر برنامه های فرهنگی و امور مذهبی در آن انجام می شود مرحوم حاج‌ سیدمحمود کرامت پس‌از ٨٢سال عمر بابرکت در اسفند١٣٧٠ به رحمت ایزدی پیوست و داخل همین مسجد، کنار همسر باوفایش مرحومه حاجیه خانم صدیقه فتحعلیان مدفون شد و این مجموعه به‌عنوان باقیات الصالحات باقی ماندمرحوم‌کرامت گفته بودکه من نمی‌خواهم اینجا فقط حکم مسجد پیدا کند و دیگر نتوانم هیچ کاری بکنم و هیچ دخالت و تصرفی نداشته باشم و پیش‌بینی کرده بود خودش و خانمش که بچه هم نداشتند، توی همین مسجد در محل خانه‌اش دفن شوندکه سرانجام هم در همین محل وسط مسجد دفن شدند.