رونق تولید ملی | دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸

مسجد گوهرشاد - تولیدات ویژه وب

 

 

ویژه های وب

مسجد گوهرشاد

مسجد گوهرشاد



مدت ویدئو: "29:'5
Loading the player...

دانلود

هر مسلمانی مسجد را به‌خوبی می‌شناسد. مسجد خانه‌ی خداوند است. به خواهش برادران رادیو و تلویزیون، داستان مسجد گوهرشاد را تا جایی که ممکن است، مختصراً در یک مجالی کوتاه عرض می‌کنیم. پدرم در دوران کودکی ما می‌گفت: وقایع خیلی زیادی در مسجد گوهرشاد اتفاق افتاد ازجمله: ماجرای مسجد گوهرشاد مربوط به سال 1314 خورشیدی است. واقعه‌‌ی مسجد گوهرشاد در رابطه با بهلول است. ایشان زمان رضا شاه برای کشف حجاب منبر رفته بود که آقا دارند چادر را از سر زن و بچه شما برمی‌دارند. مرد 30-40 ساله‌ای بوده لاغر اندام. مرد نازنینی بود، خدا رحمتش کند. زیاد راه می‌رفت و زیاد حرف می‌زد و انرژی زیادی داشت. و هیچ‌وقت گوشت نمی‌خورد. هرکجا که مهمان بود بجز نان و ماست چیزی نمی‌خورد. اگر 10 شب اینجا دعوت بود، برای غذا پنیر یا ماست می‌خورد. و 120 سالی هم که عمر کرد، دلیلش این بود که فقط لبنیات مصرف می‌کرد. وقتی رضا خان سعی کرد به تقلید از آتاترک، ایران را به جلوه‌ی اجتماعی اروپا نزدیک کند، طبیعی بود که آرزو داشت زن مسلمان ایرانی هم مانند زنان مسلمان غربی حجاب را ترک کند. می‌خواستند حجاب را بردارند. یعنی خانم‌ها بی‌حجاب بشوند. در یکی از سخنرانی‌ها بهلول آمد و این موضوع را مطرح کرد. الحمدلله رب العالمین. درست نیست در شهر مشهد که مذهبی است اجرا بشود. رضا شاه پهلوی، امر به معروف و نهی از منکر را در ایران ممنوع کرد. شنیده بودند در مسجد گوهرشاد میخواهد کشف حجاب شود، او به منبر رفت و گفت ما نمی‌گذاریم کشف حجاب شود. مردم، دین از دست رفت به داد برسید. در صحن‌های کهنه و نو و مسجد، مردم عادی جمع شدند. پاسبان‌ها مردم را می‌زدند. سه روز این موضوع ادامه داشت و بعد از سه روز ارتش دخالت کرد. آن روز دهم ربیع‌الثانی بود. با شلیک توپ زمان روس‌ها مصادف بود. حدود 25سال قبل، روس‌ها با توپ به حرم رضوی شلیک کردند. که آن هم در دهم ربیع‌الثانی بود. در مسجد دیگر جا نیست. مردم داد می‌کشیدند. حضرت صاحب الزمان برس به فریادمان - رفت ناموسمان ز دست. سربازها جلوی آن‌ها را می‌گرفتند. از سویی هیأت‌ها هم همت کردند و آمدند. برخورد پیش آمد. سربازها شلیک می‌کنند. هفت نفر آن‌جا کشته می‌شوند و استاندار و فرمانده‌ی لشکر، دستور می‌دهند که باید آن‌جا تخلیه بشود. خدایا چه شد؟ سربازها وقتی فهمیدند که ما تسلیم نمی‌شویم تیراندازی را از پشت سر ما شروع کردند. با تفنگهای خودشان وارد شدند و بلافاصله به مردم تیراندازی می‌کردند. یکدفعه دیدیم صدای الله اکبر بلند شد. تیراندازی شد. بهلول هم روی منبر صحبت می‌کرد. همه جا شلوغ شد. یک وقت یک فریاد زدم که هر وقت به هر طور که می‌تواند خود را نجات بدهد. به مرور صداها کم و قطع شد. به سوی مردم زیاد شلیک کردند و عده‌ی زیادی از این مردم کشته شدند و بسیاری از افراد هم فرار کردند. در این واقعه، بسیاری از فرزندان وطن به خاک و خون کشیده شدند.

Every Muslim knows very well the mosque. The mosque is God's house. Due to ask of broadcast, we briefly say the story of the Goharshad mosque up to where possible, within a short time. My father said in our childhood, too many events happened in the Goharshad mosque, including: Gohar Shad Mosque incident is related to the solar year 1314. Gohar Shad Mosque incident is related to Bohloul. He gave a speech during Reza Shah's time about removing veil. They lift the veil from your wife and kids. He was a slender man of 30-40 years old. He was a nice man, God bless his soul Walked and talked too much and had too much energy. And never ate meat. Everywhere he was the guests, ate nothing but bread and yogurt. If he was invited 10pm here for food, he ate cheese or yogurt. The reason that he lived 120 years, was that he would only consume dairy products. When Reza Khan tried to imitate Ataturk, Iran had to become close to Europe's social effects, It was naturally that Reza Khan hoped an Iranian Muslim women dress like Western women and leave veil. They wanted lift the veil. Means females be without the veil. In one of the presentations Bohloul raised this issue. Praise Lord of the worlds (Thanks god) It's not true to be implemented in the religious city of Mashhad. Reza Shah Pahlavi banned enjoined and prohibited from denying in Iran. He had heard that the veil would be removed in Goharshad mosque. He went to the pulpit and said, we do not let the veil be lifted. People, religion will reach the lost. Ordinary people gathered in old and new courtyards and the mosque. Police beat people. This continued for three days and after three days the army intervened. It was the tenth day Rabi-Al Sani. It coincided with the Russians time to shoot the ball. About 25 years ago, the Russians fired the ball into the shrine. At that time, it was the tenth day Rabi-Al Sani too. No other place in the mosque. People were screaming. Imam Zaman help us! - The loved ones are wasting. Soldiers were in front of them. On the one hand Also groups helped and came. Collision occurred. Soldiers shoot. Seven people are killed and the governor and army commander, ordered that there, should be evacuated. What became God? When soldiers discovered that we do not surrender, they began shooting from behind. They entered with their guns and were shooting the people. Suddenly we saw the voice of Allah Akbar became loud. It was shooting. Bohloul spoke on the pulpit. Everywhere became crowded. I screamed one time, every can, he should rescue himself. Gradually, Sounds were cut down and over. Towards people, there was a lot of shot and a large number of people killed. And many people fled. In this event, many patriot children were martyred.

آدرس کوتاه :
رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 5.0 stars out of 5.