Skip to Content

نقش نظام هستی شناختی قرآن در ارتقای اخلاق زیست محیطی

نقش نظام هستی شناختی قرآن در ارتقای اخلاق زیست محیطی

در نگاه قرآن کریم، تمام اجزای هستی دارای صفاتی همچون هدفمند، تسلیم، سنجیده، زیبا و قدسی، نشانه، تسبیح گو و سجده کننده در برابر پروردگار هستند. درک این اوصاف می تواند آثار قابل توجهی در ارتقای اخلاق زیست محیطی انسان فراهم آورد.

خبرگزاری فارس: نقش نظام هستی شناختی قرآن در ارتقای اخلاق زیست محیطی
  •  

چکیده

در نگاه قرآن کریم، تمام اجزای هستی دارای صفاتی همچون هدفمند، تسلیم، سنجیده، زیبا و قدسی، نشانه، تسبیح گو و سجده کننده در برابر پروردگار هستند. درک هر کدام از این اوصاف می تواند آثار قابل توجهی در ایجاد و ارتقای اخلاق زیست محیطی انسان  ـ که خود نیز مشمول همین اوصاف است ـ فراهم آورد؛ چراکه این اوصاف گویای آن هستند که همه هستی دارای شعور و در پی کمال خویش بوده، دارای حقوق ویژه خود هستند. بین انسان که مانند سایر اجزای هستی هدفمند آفریده شده است و طبیعت که در مسیری هماهنگ با سیر کمال انسانی در حرکت است ارتباط معنا داری حاکم است. بنابراین مراعات اخلاق زیست محیطی، هماهنگ شدن با جریان هستی در مسیر تکوینی آن است.

واژگان کلیدی

هستی شناختی قرآن، محیط زیست، اخلاق زیست محیطی، انسان.

طرح مسئله

شناخت محیط زیست از آن جهت که به عنوان طرف ارتباط اخلاقی انسان است حائز اهمیت است؛ این واژه در لغت و اصطلاح معنا شده و دیدگاه هایی در مورد آن طرح شده است که مختصراً به آن اشاره می کنیم.

محیط زیست به همه محیط هایی اطلاق می شود که انسان به طور مستقیم یا غیر مستقیم به آن وابسته است و زندگی و فعالیت های او با آن در ارتباط است. (قوام، 1375: 3) واژه «محیط» واژه ای عربی و به معنای مکان، اوضاع و احوال و آنچه شخص یا چیزی را احاطه کرده و منشأ تغییر و تحوّل  باشد، می آید. (دشتی، 1385: 5 / 240؛ معین، 1354: 3 / 3929) «زیست» هم واژه ای فارسی و به معنای زندگی است. (همان: 3 / 611 ؛ معین، 1353: 2 / 1771)

مراد از محیط زیست در اینجا، محیطی فراگیرنده و طبیعی است که انسان در آن زندگی می کند. هر انسانی در طول حیات خود، شایسته بهره مندی از محیط زیست سالم و در شأن خود است تا با زندگی در محیط سالم و شاداب بتواند وظایف دینی و اجتماعی خود را به بهترین صورت انجام دهد.

در تعریف دیگر، محیط زیست را می توان به یک منطقه ی محدود یا تمام یک سیاره و حتّی به فضای خارجی که آن را احاطه کرده، اطلاق کرد. متن حقوقی مصوّب شورای جامعه اقتصادی اروپا، در تاریخ 27 ژوئن 1967 در تعریف آن چنین می گوید: «محیط زیست شامل: آب، هوا، خاک و عوامل درونی و بیرونی مربوط به حیات هر موجود زنده است». (الکساندرکیس و دیگران، 1379: 5) با توجه به اینکه بحث ما رویکرد اخلاقی به محیط زیست دارد مقصود ما از محیط زیست در این مقاله، محیط فراگیرنده و طبییعی است که طرف ارتباطی انسان قرار می گیرد.

قرآن به هستی و به ویژه محیط زیست که در تعامل و مواجهه انسانی قرار دارد جایگاه ویژه ای قائل است و هستی را چون انسان دارای شأن اخلاقی می داند لذا انسان را در برابر آن مسئول و مکلف می داند؛ در این راستا مطالعه آیات قرآن و گزاره های وحیانی می تواند چند مسئله مهم را دراین باره پاسخ گو باشد.

با توجه به تبیین قرآن کریم از هستی، الگوهای کاربردی اخلاق زیست محیطی برآمده از قرآن کریم در ارتقای اخلاقی انسان در برابر محیط زیست نقش چشمگیری خواهند داشت. ازاین رو با بهره گیری از آیات قرآن و تفکر در آنها، در پی پاسخ به چند سؤال زیر هستیم:

1. آیا نظام هستی شناختی قرآن ویژگی خاصی برای عالم هستی قائل شده است و اگر این چنین است این ویژگی ها چگونه است؟

2. آیا با استناد به این اوصاف و ویژگی های هستی می توان الگوهایی اخلاقی برای محیط زیست ارائه کرد و در پرتو آن مسئولیت های اخلاقی انسان را استخراج کرد؟

بررسی موردی برخی آیات قرآن و استخراج برخی ویژگی های طرح شده در مورد هستی می تواند پاسخی درخور توجه به سؤالات ایراد شده باشد.

رویکرد قرآن در مواجهه با محیط زیست

یک. توجه به اخلاق زیست محیطی

قرآن کریم جهان هستی را عرصه تفکر انسان می داند و وی را به  اندیشه در زوایای هستی و شناخت آن فرا می خواند. از جمله می فرماید:

در آفرینش آسمان ها و زمین و در کوتاهی و بلندی شب و روز و در کشتی هایی که در دریا روان اند و در بارانی که خدا از آسمان فرو فرستاد و زمین را پس از آنکه مرده و بی گیاه بوده، به وسیله آن حیات بخشید و از هر جنبنده ای در آن پراکنده ساخته و در فرستادن بادها از سویی به سوی دیگر و در ابرهای مسخرشده میان آسمان و زمین، نشانه هایی بر وجود آفریدگار و یکتایی او در تدبیر جهان است. این نشانه ها را مردمی در می یابند که به خرد، حق را از باطل تشخیص می دهند. (بقره / 164)

با توجه به اهمیت شناخت این جهان از دیدگاه قرآن، بهره مندی از محیط زیست سالم، یکی از مهم ترین دغدغه های آدمی در این عرصه خواهد بود.

اخلاق زیست محیطی با دغدغه های جهانی، مثل رابطه انسان با محیط زیست، درک انسان از مسئولیت خود در برابر محیط زیست و تعهد به حفظ منابع برای نسل های آینده سروکار دارد. همچنین جلوگیری از انتشار آلودگی های زیست محیطی، استفاده از منابع زمین و نگهداری از حیات وحش و تنوع گونه ها در گستره این اخلاق جای دارند. (Pojman, 2001: 1 (ره) 2)

از دیدگاه قرآن، اخلاق زیست محیطی علاوه بر توجه به سلامت انسان، شامل حفاظت از طبیعت و محیط زیست و ضرورت توجه انسان به استفاده صحیح و متعادل از محیط زیست بدون خسارت و تخریب آن می شود. در قرآن وظایف انسان در برابر بهره برداری از طبیعت و نعمت های خداوندی همراه با عدالت و در جهت تأمین نیازهای خود ذکر شده است.

دیدگاه برخی صاحبنظران در مورد آیه «وَاقْصِدْ فی مَشْیکَ ...؛ و در راه رفتن خود میانه رو باش ...». (لقمان / 19) قابل توجه است که در آن به معنای قصد اشاره لطیفی گردیده چرا که کلمه «قصد» در هر چیز به معنای «حد اعتدال» در آن است. (طباطبایی، 1374: 16 / 327) بر اساس این نظر چون نیاز انسان بنابر تکوین به امکانات طبیعی و معیشتی محدود است؛ با مقداری خوراک سیر می شود، مساحت اندکی از زمین، او را از باقی زمین بی نیاز می کند، سپس حدّ طبیعی و هم حدّ شرعی در این نیازمندی ها، حد میانه است. یعنی مناسب است انسان به اندازه ی نیاز خود را در اختیار داشته باشد، نه کمتر تا فقیر و بدبخت شود و نه بیشتر تا به صورت انسانی مسرف و مصرفی درآید. (حکیمی و دیگران، 1375: 3 / 15)

آیه 10 سوره اعراف نیز می تواند گویای توجه خدا به مسئولیت اخلاقی انسان در قبال محیط زیست باشد:

و همانا شما را در زمین سکونت دادیم و برای شما در آن اسباب زندگی نهادیم و شما اندک سپاسگزاری می کنید». (اعراف / 10)

قرآن کریم در برخی از آموزه های خود، باید و نباید را در کنار هم مطرح کرده و به بهره مندی از محصول طبیعت امر نموده است؛ در مقابل عدم تعادل در مصرف آن و اسراف را عامل از دست دادن محبت خداوند می شمرد: «وَ کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْر فُوا إ نَّهُ لَا یحِبُّ الْمُسْر فِینَ» (اعراف / 31) و مسرفان را اهل آتش دانسته است: «وَأنَّ الْمُسْر فِینَ هُمْ أ صْحَابُ النَّار ». (مؤمن / 43) بنابراین انسان می تواند تمام نیازمندی های خود را از طبیعت استخراج کند؛ ولی باید در بهره وری از نعمت های الهی، تعادل را رعایت کند.

ارتقای سطح فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فناوری در دنیا، به ویژه در دو دهه گذشته، بهره برداری بیش از حد از محیط زیست را در پی داشته و انسان با وارد کردن انواع آلاینده ها به محیط، سبب بروز اختلال در نظام طبیعت و انتشار آلودگی های فراوانی در محیط گشته است. این رفتار انسان در استفاده طمع کارانه از نعمت های الهی، آثار زیان باری به محیط زیست وارد کرده است.

این آثار سبب توجه بیشتر بشر به اهمیت محیط زیست در زندگی انسان ها شد و دانشمندان و متخصصان محیط زیست را به مطالعه و بررسی راهکارهای علمی برای مقابله با این آثار زیان بار انسان بر طبیعت وادار کرد. تاکنون، روش های علمی و اهرم های قانونی فراوانی برای کنترل این بهره کشی بدون  حساب از طبیعت اجرا شده است؛ ولی هنوز برای کنترل نفس سرکش انسان در رعایت عدالت و بهره مندی مناسب از طبیعت توفیقی حاصل نشده است. یکی از اهرم هایی که توجه به آن می تواند در بهره مندی درست از نعمت های خدا و حفاظت از محیط زیست مؤثر باشد، توجه به دستورالعمل های قرآن است.

دو. رابطه خدا و جهان هستی

جهان هستی در تسخیر آدمی است: «... أ نَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فی السَّمَاوَات  وَمَا فی الْأ رْض  ... .» (لقمان / 20) برخی از فلاسفه و بیشتر عرفا به تبعیت از قرآن معتقدند انسان به هر معنا که باشد، با عظمت تر از اجزای هستی و والاتر از آنهاست و خداوند جهان هستی را برای بر آوردن نیازهای انسانی و بارور ساختن شخصیت او ـ که شعاعی از خورشید عظمت الهی است ـ به جریان انداخته است.

اجزای جهان هستی با آگاهی از هدف مزبور که خداوند تعیین فرموده است، دست محبت و عشق به یکدیگر داده، در راه به ثمر رسانیدن شخصیت آدمی، نقش ایفا می کنند. معشوق بودن جهان، راه دیگری هم برای انسان می تواند داشته باشد و آن ارتباط هستی با خداست. در نتیجه در جهان هستی، یک عشق مثلثی الهی وجود دارد که ارکان عبارت است از:

ـ ضلع اول، عشق اجزای هستی به یکدیگر به جهت اشتراک در به ثمر رسانیدن شخصیت انسانی است که توانایی عشق ورزیدن به خدا را دارد.

ـ ضلع دوم، عشق جهان هستی به انسان است که نهایت کمال و جمال هستی را شکوفا می کند. این ناشی از عشق خود جهان هستی به برآوردن هدف خداوندی است.

ـ ضلع سوم، عشق انسان به جهان است؛ زیرا جهان هستی او را می پروراند و آماده سلوک به سوی کمال و جمال مطلق می کند. (تفرشی، 11/12/1389: ayoub.persianblog.ir)

بنابراین نحوه شکل گیری انگیزه اخلاقی و مراعات اخلاقی درباره محیط زیست ـ با توجه به رابطه خدا و جهان هستی ـ یک معرفت توحیدی است که در انسان گرایش و انگیزه ایجاد کرده، منجر به رفتار اخلاقی در برابر محیط زیست می شود. آیات قرآن با بیان مصادیق گفته شده درصدد است انسان را به یک معرفت و شهود درونی درباره هستی برساند. این معرفت برای مراعات اخلاقی  انسان در برابر هستی حجت است.

سه. اوصاف عمومی هستی در قرآن

خداوند جهان هستی را با برخی ویژگی های مشترک ـ بدون در نظر گرفتن ویژگی های منحصر به فرد هر مخلوق ـ آفریده است که بین تمام اجزای این جهان عمومیت دارند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

1. هدفمندی

از نگاه قرآن، هر پدیده ای برای رسیدن به غایتی که برای آن آفریده شده، در حرکت است و مجموعه پدیدارهای جهان هستی به سوی مقصد نهایی خویش در حرکت  هستند. از هدفمندی هستی برمی آید که تمام اجزای آن رو به سوی خالق خود دارند:

اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بغَیر  عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْش  وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یجْر ی لِأ جَل  مُسَمًّى یدَ بِّرُ الأَمْرَ یفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ بلِقَاءِ   رَ بِّکُمْ تُوقِنُونَ. (رعد / 2)

خداست آنکه آسمان ها را بدون ستون هایى که آنها را ببینید برافراشت، سپس بر عرش فرمانروایی تسلّط یافت و خورشید و ماه را رام ساخت. هر کدام تا سرآمدی معین در حرکتند. او کار جهان را تدبیر مى کند، و موجودات را که نشانه های یکتایی اویند از هم جدا می سازد تا بدانید که مجرمان و نیکوکاران را نیز از هم جدا خواهد کرد، باشد که به دیدار خدا و برپایی قیامت یقین کنید.

در این میان، تنها انسان دارای اراده و اختیار است و می تواند با انتخاب خود، در مسیر حرکت به سمت مقصد غایی آفرینش که برآورنده سعادت اوست، گام بردارد.

خداوند می فرماید:

ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است، نیافریده ایم که بازی کنندگان باشیم. پس مردم گمان نکنند که به سوی ما باز نمی گردند و پاداش و کیفری در کار نیست. (انبیاء / 16)

بنابراین اگر بخواهیم هستی خود و جهان را بدون وجود مبدأ باشعوری توجیه و تبیین کنیم، هیچ گاه نمی توانیم به پاسخ این پرسش که «هدف آفرینش چیست؟» دست یابیم. (نصری، 1379: 95) در برخی از آیات دیگر آمده است که آسمان و زمین دارای غایت است و باطل در آن راه ندارد و از روی لهو و لعب نیست. (دخان / 38 و 39)

از این آیات استنباط می شود که خداوند هر شیئی را به بهترین حالت ممکن و برای آسایش و بهره گیری انسان در جهت پیمودن راه کمال آفریده است. انسان نیز باید با استفاده از درایت و شعور خود در جهت استفاده صحیح از این نعمت ها تلاش کند. بهره گیری صحیح از نعمت های خداوند و منابع طبیعی محیط زیست، تمام آن چیزی است که به عنوان یک رفتار صحیح و الگوی کاربردی اخلاق زیست محیطی در جهت حفظ و استفاده متعادل از منابع و نعمت های خدا معرفی می شود. شبستری در این زمینه می گوید:

جهان چون زلف و خط و خال و ابروست

  که هر چیزی به جای خویش نیکوست

پس با توجه به آیات قرآن کریم، نظام آفرینش در مقام پیدایش، بیهوده آفریده نشده است و در مقام بقا نیز رها نیست تا انسان هرگونه که بخواهد و نیازش اقتضا کند، از آن بهره  بگیرد و به آن آسیب برساند. شایسته است انسان به عنوان جزئی هدفدار از هستی با بهره گیری درست از قوه عاقله خود، زمینه را برای سایر اجزای هستی در جهت رسیدن به غایت آنها فراهم آورد.

در اینجا رابطه ای دوسویه فراهم می شود؛ از یک سو هستی هدفمند است و آدمی را برای رسیدن به هدفش (قرب به خدا) فرا می خواند و از سوی دیگر، انسان زمینه بهره گیری صحیح از هستی را برای رسیدن به اهداف خود و جهان هستی فراهم می آورد. در هر دو سو، چون زندگی آدمی با طبیعت گره خورده است، پس او برای نیل به کمال خود و نیز نیل جهان هستی به فرجام خود، ملزم به رعایت اخلاق زیست محیطی است؛ زیرا انسان در این فرآیند نمی تواند خود را جدای از سایر اجزای هستی ببیند.

2. تسلیم (فرمانبرداری)

قوانین حاکم بر طبیعت، چیزی جز سنت های خداوند برای عالم مخلوقات نیست. هستی همراه با این قوانین الهی، نظامی هماهنگ و تحت فرمان اوامر الهی است. ازاین رو در جهان بینی هایی که طبیعت را تحت سنت های خداوند دارای هماهنگی بنیادین می بینند، همواره نمونه اعلای تسلیم را یادآور می شوند. (نصر، 1379: 201 و 202)

برخی آیات قرآن کریم که ارتباط مستقیمی با موضوع تسلیم دارند، (1)  بیانگر آن هستند که هستی از سر شعور، تسلیم پروردگار خویش گشته است. در راستای فرمانبرداری از خداوند، فعالیت های جوامع بشری دارای دوگونه جهان بینی الهی و مادی می شوند که این باعث دو تفکر و به طور منطقی، دو گونه برخورد با محیط زیست و طبیعت می گردد. جهان بینی مادی که طبیعت را موجودی بی شعور می داند، به طور طبیعی باید بپذیرد که هرگونه دخل و تصرف در آن رواست؛ درحالی که در جهان بینی الهی، طبیعت موجودی هوشمند و نشانه ای الهی شمرده می شود. خداوند می فرماید:

سَنُر یهمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاق  وَفی أ نْفُسِهمْ ... . (فصلت / 53)

ما به زودی آیات و نشانه های خود را در آفاق و اطراف جهان و همچنین در درون جان خود آنها، به آنان، نشان می دهیم.

انسانی که دارای جهان بینی الهی است و جهان هستی را باشعور و فرمان بردار خداوند می داند، مواجهه خود با محیط زیست را در راستای سالم سازی و در چهارچوب بندگی پروردگار قرار می دهد و از برخورد تباه  انگیز با آن گریزان است. اهمیت این مسئله تا آنجاست که مشرکان از پیامبر درخواست کردند برای اثبات حقانیت خود از درختی بخواهد تا به سوی او حرکت کند. پیامبر(ص) خطاب به درخت فرمودند: اگر می دانی که من فرستاده خدا هستم، با رگ و ریشه از جای خود کنده شو و به سوی من بیا و درخت چنین کرد. (ولایی، 1388: 51 و 119) این اقدام درخت می تواند دلیلی بر هوشمند بودن گیاهان باشد.

طبق بیان قرآن کریم، خداوند بر همه چیز قادر است (طلاق / 12) و همه هستی فرمان بردار بی چون و چرای اوست. با این حال، فرمان اختیار هستی به دست انسان است یا در جهت منافع انسان حرکت می کنند: «وَذَ لَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَمِنْهَا یأ کُلُونَ؛ و دام ها را مسخر آنان کردیم، پس از آنهاست وسیلة سواری آنان و از گوشت آنها می خورند.» (یس / 72) در آیه ای دیگر می فرماید:

وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بأ مْر هِ إ نَّ فی ذَلِکَ لَآیات  لِقَوْم ٍ یعْقِلُونَ. (نحل / 12)

و برای شما شب و روز و خورشید و ماه را رام ساخت و ستارگان به فرمان او رام شده اند. براستی در اینها نیز برای مردمی که تعقل می کنند نشانه هایی بر یگانگی خدا در تدبیر هستی است.

یکی از ابعاد اخلاقی این گونه آیات آن است که انسان در عین بهره مندی از طبیعت، باید به حق خود قانع باشد و حق طبیعت را نیز با بهره برداری درست و عدم ویرانگری ـ بلکه با احترام به آن ـ ادا کند.

به هر روی، تمام هستی از سر شعور تسلیم خالق خویش است. پس آدمی خود را در برابر محیطی می بیند که از روی آگاهی، تسلیم پروردگار شده و خود را در اختیار انسان نهاده است. شایسته است انسان با استفاده بهینه از مواهب این طبیعت و رعایت حقوق سایر اجزای هستی، هم آوا با هستی، فرمان بردار واقعی خداوند باشد.

3. انسجام و سنجیدگی

از نگاه قرآن، یکی از ویژگی های بارز و مهم آفرینش آن است که خداوند آن را براساس حکمت، حساب شده و نظام یافته آفریده است. قرآن کریم درباره همه اجزای هستی به طور عام می فرماید: «... قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدْرًا؛ (طلاق / 3) و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.» و «... وَخَلَقَ کُلَّ شَیءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْد یرًا؛ و هر چیزی را او آفریده و چنان که باید برای آن اندازه معین کرده است.» (فرقان / 2) خداوند، محیط زیست و طبیعت را به دقت هرچه تمام تر، هماهنگ، با ثبات و از روی اندازه و حساب آفریده است. (سعدالدین، 1378: 40)

قرآن همچنین به طور خاص درباره برخی از اجزای آفرینش توجه خاصی به هماهنگی و انسجام در خلقشان می کند به عنوان مثال در خلقت آسمان می فرماید: «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمیزَانَ؛ (الرحمن / 7) و آسمان را برافراشت و هرگونه ابزار سنجش را در میان نهاد (تا باورها، گفتارها، کارها و دیگر چیزها با آن سنجیده شود»، در مورد خورشید و ماه آورده: «الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بحُسْبَان ؛ (الرحمن / 5) خورشید و ماه بر طبق حسابی که از سوی او مقرر شده است، پیوسته در حرکت اند».

اینها حاکی از آن است که هستی موجود است از سر دقت و حکمت آفریده شده اند؛ پس انسان ها باید این نظم شگفت انگیز طبیعت را که حیات آدمیان و دیگر حیوانات زنده در گرو آن است، بزرگ بشمارند و آن را پاس بدارند و از هرگونه فساد در کشاورزی و نسل آدمیان و اسراف در بهره وری از طبیعت بپرهیزند که پیامدهای بس وخیم و زیان بار آن دامن گیر خود آنان خواهد شد. این هشدار در بیان قرآن به شکل بسیار جدی تری بیان شده است: «از روزی خدا بخورید و بیاشامید و فسادگرانه در زمین تباهی مکنید.» (بقره / 60)

بر پایه این آیه، از جمله فساد هایی که ممکن است انسان مرتکب شود، آلودگی و تخریب محیط زیست است. خداوند انسان ها را با برخورد با محیط می آزماید. برخی از انسان ها در این آزمون با اقدامات غیر منطقی خود، چهره طبیعت را مخدوش ساخته و دامنه آلودگی زیست محیطی را به قدری گسترش داده اند که زندگی انسان های امروز و نسل های آینده را به مخاطره انداخته است. لازمه رهایی از وضعیت موجود، دگرگونی در نگاه انسان به طبیعت و تعامل مطابق خلقت با آن است. (حسینی، 1382: 135)

این تعامل باید براساس عدالت باشد تا نظم و انسجام هستی پابرجا بماند: از بیان: إعْد لُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّـقْوَى.» (مائده / 8) می توان یکی از مصادیق عدالتِ تقوا در مسیر برخورد مناسب با محیط و بهره برداری شایسته از آن دانست. هرچند برخی از اجزای طبیعت قابل بازسازی  باشند، این سبب نمی شود انسان خودمختار عمل کند و انسجام هستی را بر هم زند.

قرآن کریم تخریب محیط زیست را نوعی فساد در زمین می داند: «وَلَا تُفْسِدُوا فی الأَرْض  بَعْدَ إ صْلَاحِهَا؛ و در زمین پس از آنکه سامان یافته است، تباهی نکنید.» (اعراف / 85) رعایت تعادل محیط زیست و اصلاح در زمین و آبادانی آن از مصادیق برجسته عهد و میثاق خداوند با آدمی و عین اخلاق زیست محیطی است و نادیده گرفتن چنین عهدی موجب خسران است. قرآن می فرماید:

وَالَّذِینَ ینْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَا أ مَرَ اللَّهُ بهِ أ نْ یوصَلَ وَیفْسِدُونَ فی الْأ رْض  أ ولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّار . (رعد / 25)

و کسانی که عهدشان را با خدا پس از بستن آن می شکنند و آنچه را به پیوستن آن فرمان داده است، می گسلند و با انجام کارهای ناشایسته در زمین فساد می کنند، برای آنان دوری از رحمت خدا خواهد بود و ناگواری این سرا را خواهند داشت.

در آیه ای دیگر آمده است هر عمل نیک یا بد به نفع یا ضرر انجام دهنده آن است. (فصلت / 46) پس در مقابل هر اقدامی که منجر به خسارت به محیط زیست شود، اول کسی که از آن متضرر خواهد شد، خود فرد خاطی است. پس بر اساس منافع حتی مادی، انسان باید به اخلاق زیست محیطی پایبند باشد؛ چرا که عکس العمل بد اخلاقی و لطمه به طبیعت بر اساس مبانی قرآن ابتدا دامن خود انسان را می گیرد.

حاصل آنکه انسان باید با درک درست از قرآن و نظام هستی، الگوی اخلاق زیست محیطی برآمده از قرآن را ـ که بیانگر سنجیده بودن نظام هستی است ـ با بهره گیری شایسته و تعامل متناسب با محیط زیست رعایت  نماید.

4. زیبایی و قدسی

قرآن کریم که مقدس ترین متن دینی است، صحنه آفرینش را پرده پرنیانیِ جمال و شکوه خدا می داند و آرایش نظام هستی را بر پایه آرامش بشر معرفی کرده، سراسر گیتی و مینو را به زیبایی می ستاید. از دیدگاه قرآن کریم، انسان و تمام مخلوقات خدا به بهترین و زیباترین شکل آفریده شده اند: «الَّذ ی أ حْسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ ...؛ خدایی که آنچه را آفرید زیبا و نیکویش ساخت ... .» (سجده / 7) خدا همه چیز را زیبا خلق کرد که از آن زیباتر ممکن نبود، وگرنه علم خداوند به آن تعلق می گرفت و از گستره سفره بخشش خدایی جدا نمی شد. (جوادی آملی، 1386: 19 و 20) پیامبر اکرم(ص) نیز می فرمایند: «إنَّ اللهَ جمیلٌ یحِبُّ الجَمالَ؛ خداوند زیباست، زیبایی را دوست دارد.» (نهج الفصاحه، 1386: ح 780)

بنابراین از دیدگاه قرآن کریم، جهان هستی زیبا خلق شده است تا بخشی از گرایش درونی انسان به زیبایی برآورده شود؛ تا بدانجا که به زیبایی آسمان نیز توجه شده است:

آیا به آسمان که بالای سرشان است ننگریسته اند که ما چگونه آن را ساخته و با ستارگانی درخشان زینتش داده ایم و برای آن هیچ گونه خلل و شکافی نیست؟ (ق / 6)

گروهی در اثر حرص و طمع و نیز اغوای شیطان که با ارائه کژراهه ها، بشر را فریب می دهد، به عصیان روی آورده، سنت زیبای خداوند را به بدعت تبدیل کرده اند و نظام باشکوه آفرینش را دچار هرج و مرج و آلودگی نموده اند. (جوادی آملی، 1386: 22) آنها غافل از این هستند که محیط پاک و آراسته، زندگی را شاداب می سازد. شنیدن آواز روح بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، زیبایی شهر و دیار و ... تأثیر اعجاب انگیزی بر زندگی و آرامش روحی انسان دارد.

توصیف خداوند از باغ های وسیع و سرسبز بهشتی که نهرها از زیر درختان آنها جاری است، بسیار مورد پسند آدمیان و شوق انگیز است و بهترین دلیل آن، استقبال فراوان از تفرج گاه ها و مناطق جنگلی و حاشیه رود ها و آبشارها و دریاچه هاست که نمونه های دنیاییِ «... جَنَّات  تَجْر ی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ...؛ (بقره / 25) در آخرت بوستان هایی انبوه از درختان است که از زیر آنها جوی ها روان است» می باشند. هر کس از تماشای چنین منظره های زیبایی احساس آرامش و نشاط نموده، امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس می کند. (حسین ذکی، 1383: 118)

با تأسف، روند زندگی موجب شده تا بشر از زیبایی های طبیعت فاصله بگیرد. انسان امروزی رابطه مستقیم با طبیعت را از دست داده است و سعی می کند با الفاظ بی جان و داستان ها و تصاویر بی روح، رابطه خود را با طبیعت برقرار کند؛ غافل از اینکه چنین رابطه غیر مستقیمی با طبیعت هیچ گاه آثار رابطه مستقیم را ندارد. (مطهری، 1384: 4 / 18 و 19)

الگوی اخلاق زیست محیطی قرآنی، انسان را به حفظ زیبایی محیط زیست که صنع خدای زیباست، رهنمون می گردد و این امر با فطرت انسانی سازگار است.

یکی از اسمای حسنای الهی «القدّوس» است که در قرآن با بیان «... الْمَلِک  الْقُدُّوس  الْعَز یز  الْحَکِیم ِ؛ (جمعه / 1) همو که فرمانروای هستی و پیراسته از نیازمندی و مقتدر شکست ناپذیری است کارهایش همه از روی حکمت است» آمده است. امر قدسی به خودی خود همان طورکه خود را در پدیده های این عالم متجلّی می سازد، حقیقتی الهی است. ازاین رو پدیده های عالم مقدس هستند (جهان بگلو، 1386: 288) و از آنجا که عالم هستی فعل و مخلوق خداوند است، در نزد انسان قدسیت خاصی دارد.

اسلام به محیط زیست با دیده ای تقدس آمیز نگریسته است. رشد آدمی نه تنها در تعامل با دیگر انسان ها، بلکه در برخورد بهینه و مشفقانه وی با محیط زیست تحقق خواهد یافت که به منزله پلی برای رسیدن به آسمان، در نظر گرفته شده است. (منطقی، 1388: 333)

ادراک دینی از نظام طبیعت که تنها به شرط هماهنگی انسان با عالم روح میسر است، بشر را قادر می سازد تا آثار تجلی خداوند را در چهره اشیا ببیند و صدای نیایش آنها را بشنود و میان روان او و مقصد غایی اش پیوند ایجاد  شود. بشر می تواند قداست و معنویت طبیعت را ببیند و در نتیجه نه تنها حرمت آن را حفظ کند، همچون پاره ای از وجود خویش با آن رفتار نماید. این پیوند به انسان یادآوری می کند که هر مخلوق خداوند چه قدر گران بهاست و نابودی ظالمانه هر موجودی  ـ که به صِرف وجود خود، نشانه ای زیبا از خدا و شاهدی قدسی بر وجود اوست  ـ چه گناه بزرگی خواهد بود. پس برای درک قدوسیت خداوند، نگاه به طبیعت که امری قدسی است، ضروری می نماید.

سیدحسین نصر به نقل از علامه طباطبایی می گوید: در کوه های البرز در شمال تهران پیاده روی می کردیم؛ تازه نماز صبح را به جا آورده بودیم و معنویت و سادگی عمیقی در فضا و طبیعت اطراف موج می زد. علامه فرمود کافی است دو نفر انسانِ تهی از معنویت، انسان هایی که نماز نمی خوانند و هیچ گونه پیوند و همدلی با طبیعت ندارند، اینجا بیایند. آنگاه خواهید دید طبیعت ناگهان چگونه زیبایی معنوی اش را پنهان خواهد کرد.

چند دقیقه بعد همین طور شد و دو نفر با ظاهری متجدّد از پیچ کنار رودخانه سر رسیدند که ناگهان جو تغییر کرد؛ گویی چیزی از نظر پنهان شد. درست مثل اینکه فردی نامحرم وارد منزل مسلمانی سنتی بشود که زنان به سرعت چادر به سر می کنند تا زیبایی شان را از دید او مخفی دارند. علامه لبخندی زدند و فرمودند: وقتی نامحرمان قدم به حیطه قدسی طبیعت می گذارند، طبیعت کُنه زیبایی اش را از آنان مستور می دارد. (نصر، 1386: 544 و 550)

بنابراین همان طورکه خداوند در قرآن کریم می فرماید: «تنها خردمندانند که حقایق را در می یابند» (زمر / 9)، زیبایی و قدسی بودن طبیعت را مقدمه ای برای درک قدوسیت خداوند معرفی می کند و این نگاه مقدسی است که آدمی را آراسته به مراعات اخلاق زیست محیطی کرده و او را در قبال این طبیعت قدسی مسئول می سازد.

5. نشانه بودن

یکی از اصول اساسی تعلیمات قرآن، تحقیق در طبیعت برای شناختن خدا و ماورای طبیعت و توجه دادن فکر بشر به طبیعت و پدیده های خلقت به عنوان آیات معرفت الهی است. کلمه آیه به معنای علامت و نشانه است که 382 بار در قرآن کریم تکرار شده و حقایق جهان آفرینش، نشانه هایی از قدرت کامل و حکمت بالغه الهی معرفی شده اند. از جمله آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و شد شب و روز، نشانه خدا دانسته شده است. (نصری، 1373: 74)

انسان بینا، فاعلیت خداوند در هستی را مشاهده می کند و از اشیای عالم عبور کرده، کُنه مخلوق و صنع بودن آنها از ناحیه خداوند را در می یابد. بنابراین وجود گسترده آیات الهی در طبیعت، هر انسان عاقلی را به این فکر می اندازد که آفرینش مخلوقات خداوند هدفمند، سنجیده و زیباست و هر جزء هستی تسبیح گوی خداوند بوده، حفظ حقوق و رعایت عدالت در بهره گیری از آن بر هر انسانی واجب است.

قرآن طبیعت را نشانه هستی پروردگار معرفی می کند (آل عمران / 190؛ عنکبوت / 44؛ نمل / 86) و می گوید اگر آدمی پیش فرض های نادرست، تعصّب ها، گرایش های غیر منطقی و فاقد دلیل را که در اعماق ذهن و اعتقاد او ریشه دوانیده و چونان حجابی وی را از دیدن حقایق و درک واقعیت های نظام هستی بازداشته اند، به کنار نهد، به روشنی درمی یابد که در پسِ پرده این جهان مادی، پروردگاری وجود دارد که آفریننده و تدبیرکننده آنهاست. (حسینی، طبیعت، مخلوق خدا، 1380: 138 ـ 137)

طبیعت شناسی باید به منزله نشانه شناسی تلقی شود و ما را از آیات به صاحب آیات برساند. قرآن می فرماید:

و از آیات الهی، خلقت آسمان ها و زمین و اختلاف زبان ها و رنگ های شما آدمیان است که در این امر نشانه هایی برای دانشمندان موجود است. (روم / 22)

بسیارند افرادی که آیات الهی را در طبیعت می بینند؛ ولی در آنها تدبر نمی کنند و از آنها بهره نمی گیرند:

و چه بسیار نشانه هایی بر یکتایی خدا در آسمان ها و زمین است که مردم بر آن می گذرند؛ ولی از آنها روی می گردانند و آنها را درک نمی کنند. (یوسف / 105)

از پیامبر اعظم(ص) نیز نقل شده است که فرمود:

لَیسَ الأعمى مَنْ یعمی بَصَرهُ، اِنّمَا الأعمى مَن تَعمى بَصیرَته. (متقی هندی، 1413: خطبه 1220 / صفحه 243)

کور کسی نیست که فاقد چشم باشد؛ بلکه کسی است که فاقد بصیرت است.

بنابراین نشانه های موجود در طبیعت، آشکارا هر صاحب خردی را به سوی پروردگار رهنمون می سازد و قرآن به عنوان ارائه دهنده الگوی اخلاق زیست محیطی، آیه بودن هستی را به انسان می نمایاند و او با رهنمون شدن به خدای نشانه ها، برخورد درخوری در برابر آنها پیش خواهد گرفت.

6. تسبیح

از منظر قرآن کریم، همه موجودات جهان، خدا را تسبیح می گویند؛ تسبیح یعنی پیراستگی خداوند از عیب و نقص که بازگشت آن به توصیف خدا با صفات سلبی او می باشد. (سبحانی، 1364: 170 و 171) چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید:

تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِیهنَّ وَإ نْ مِنْ شَیءٍ إ لَّا یسَبِّحُ بحَمْد ه  وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ ... . (اسرا / 44)

آسمان های هفت گانه و زمین و هر که در آنهاست، او را تسبیح می گویند و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خدا را همراه با ستایش او تسبیح می گوید؛ ولی شما تسبیح آنها را در نمی یابید ... .

برخی این تسبیح را با زبان قال دانسته اند، نه زبان حال. ظواهر آیات قرآنی نیز این حقیقت را تأیید می کند. امام خمینی(ره) در تفسیر سوره حمد می فرماید:

ما در حجاب هستیم که نمی توانیم ادراک کنیم. همین موجودات پایین که هم از انسان پایین تر هستند و حتی از حیوان هم پایین ترند، ادراک دارند. همان ادراکی که در انسان هست، در آنها هم وجود دارد. تسبیح این موجودات نطق، حرف و لغت است؛ اما به لغت ما نیست. ما محجوبیم و تسبیح موجودات را نمی فهمیم. در روایات، تسبیح بعضی از موجودات را هم ذکر کردند که تسبیح چیست؟ در قضیه تسبیح آن سنگریزه ای که در دست رسول الله(ص) بود، تسبیحی است که گوش من و شما اجنبی از اوست. چیزهای زیادی است که ما از آنها بی خبریم. (1400: 24 و 25)

به هر روی، جهان و همه ابعاد آن دارای شعور هستند و تسبیح موجودات، تسبیح با زبان گفتار و از سر شعور است. (همو، بی تا: 388)

در حکمت صدرا نیز حیات از شئون هستی شمرده شده است و هر چیز، اعم از مادی و غیر آن برحسب ظرفیت وجودی خود دارای حیات، درک، احساس، شعور و عشق است. صدرا که یکی از پایه های حکمتش مبتنی بر برداشت های وی از آیات قرآنی است، سریان حیات در جهان طبیعت را با آیات مربوط به تسبیح عمومی هستی تطبیق می کند:

فجمیع الموجودات حتی الجمادات حیة عالمة ناطقة بالتسبیح، شاهدة بوجود ربها، عارفة بخالقها و مبدعها ... و الیه الاشارة بقوله: «و ان من شیء الاّیسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم.

همه موجودات حتی جمادات ـ گرچه ظاهراً زنده نیستند ـ زنده و آگاه و گویای تسبیح حق هستند و کاملاً به خالق و مبدع خود آگاهی دارند. قرآن مجید به همین امر اشاره می کند که می گوید هیچ چیز نیست که تسبیح خدا نگوید و لکن خودشان به تسبیح خود آگاهی ندارند. (شیرازی، بی تا: 6 / 105)

ملاصدرا جمله انتهایی آیة شریفه: «ولکن لا تفقهون تسبیحهم» را به مخاطب تفسیر نمی کند؛ بلکه به نحو غایب می داند؛ به این معنا که خود آن موجودات به تسبیح خویش آگاهی ندارند؛ هرچند آگاهانه تسبیح می گویند. وی در استدلال بر این برداشت می گوید:

لأن هذا الفقه ـ و هوالعلم بالعلم ـ لا یمکن حصوله الا للمجردین عن غواشی الجسمیة.

به دلیل آنکه این نحوة علم، یعنی علم به علم (که در فلسفه اسلامی علم مرکب نامیده می شود) مخصوص موجودهایی است که دارای تجّرد تام بوده، مجرد از جسمیت باشند.( همان)

مولوی نیز به این نکته اشاره کرده است:

جمله ذرات عالم در جهان

  با تو می گویند روزان و شبان

ما سمیعیم و بصیریم و هشیم

  با شما نامحرمان ما خامشیم

از جمادی در جهان جان روید

  غلغل اجزای عالم بشنوید

بنابراین از نگاه قرآن کریم، عالم هستی، یکپارچه زمزمه و غوغاست. هر موجودی به حمد و ثنای حق مشغول است و نوایی خاموش در پهنة عالم هستی طنین افکنده که بی خبران، توانایی شنیدن آن را ندارند؛ اما اندیشمندانی که قلب و جانشان به نور ایمان زنده و روشن است، این صدا را از هر سو به گوش جان می شنوند و می بینند. (مکارم شیرازی و دیگران، 1371: 12 / 155)

در روایات معصومین(ع) که شارح آیات قرآن هستند نیز به این مسئله توجه شده است. امام باقر(ع) می فرماید:

پیامبر از داغ کردن و تازیانه زدن به صورت حیوانات نهی کرده است؛ زیرا آنها حمد و ثنای خداوند می گویند. (ابن جمعه، 1415: 3 / 168)

در منابع نقل شده که آن حضرت وقتی صدای گنجشکی را شنید، فرمود: «می دانید اینها چه می گویند؟» ابوحمزه ثمالی که از یاران خاص امام بود، عرض کرد نه. حضرت فرمود: «یُسَبِّحْنَ رَبِّهنَّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَسْئَلْنَ قوُتَ یَوْمِهنَّ؛ اینها تسبیح خداوند را می گویند و روزی خود را از او می خواهند.» (مکارم شیرازی و دیگران، همان: 138 و 139) حیوانات و گیاهان و جمادات دائم در حال شکرگزاری  هستند و خداوند را تسبیح می گویند:

وَلَقَدْ آتَینَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا یا جبَالُ أ وِّبی مَعَهُ وَالطَّیر ... . (سبأ / 10)

همانا ما به داود از جانب خود عطیه ای دادیم، آنگاه که کوه ها و مرغان هوا را برای او رام ساختیم و گفتیم: ای کوه ها و ای پرندگان، در تسبیح خدا با او هم آواز شوید و خدای را پیاپی تسبیح گویید.

سعدی(ره) می گوید:

فضل خدای را که تواند شمار کرد

  یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد

توحید گوی او نه بنی  آدمند و بس

  هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد.

پس از نگاه قرآن، هستی همیشه در حال ستایش خداوند است. ازاین رو قداست و حرمت الهی، سراسر عالم را فرا گرفته است؛ به گونه ای که عالم یکی می شود و همواره ستایش گر خداوند است و انسان ها در برابر این عالمِ سراسر تسبیح گو، همواره با نگاهی سرشار از تعظیم و تقدیس می نگرند. (پورمحمدی، 1387: 290)

الگوی اخلاق زیست محیطی برآمده از قرآن کریم، هستی را مسبِّح خدا معرفی و آدمی را به رعایت حقوق هستی از جمله: رعایت حق تسبیح و عبادت جهان هستی با بهره برداری شایسته و بدون تخریب محیط زیست ملزم می کند. وقتی انسان بداند هستی تسبیح گوی حق است، رابطه  او با محیط فقط برای تأمین نیازهای خود نخواهد بود؛ بلکه آن را موجودی زنده می نگرد و در زندگی خود شریک می داند؛ گویی یکی از اعضای خانواده او شده است و به عنوان یک موجود زنده و برخوردار از حقوق با آن مواجه می شود.

در این نگاه قرار دادن محیط زیست به عنوان یکی از ارکان هستی که مسبح پروردگار است و در مسیر کمال آدمی خداوند را فرمانبرداری می کند ظرفیتی معنوی برای انسان ایجاد می کند، که نگاه فرد و مستانه انسان را تغییر داده و با تغییر نگرش انسان رفتار و نحوه مواجهه او با طبیعت خداپسندانه و مقرون با شعور و آگاهی می گردد.

7. سجود

براساس آیات قرآن، تمام موجودات جهان در برابر خدا سجده می کنند. واژه «سجده» در لغت به معنای تذلّل، خضوع و اظهار فروتنی است؛ راغب اصفهانی گوید: اصل کلمه سجود به معنای سر فرود آوردن و اظهار خواری است و این کلمه برای بیان خواری در مقابل حق و عبادت آن وضع شده است که شامل انسان ها، حیوان ها و جمادها می گردد و بر دو قسم است: سجود اختیاری که مخصوص انسان است و سجود تسخیری که بر انسان، حیوان و نبات صدق می کند.

همچنین سجده دارای دوگونه دیگر است: تشریعی و تکوینی. سجده تشریعی همان فعلی است که به صورت امری واجب در اغلب نمازها با گذاردن پیشانی و کف دو دست و سر، زانو و نوک انگشتان پا بر خاک انجام می شود. سجده تکوینی هم به معنای تذلّل و اظهار فروتنی است. (مؤمنی، 1383: 116 و 117)

قرآن درباره سجده تشریعی می فرماید:

... إ نَّ الَّذ ینَ أ وتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إ ذَا یتْلَى عَلَیهمْ یخِرُّونَ لِلْأ ذْقَان  سُجَّدًا. (اسرا / 107)

... قطعاً کسانی که پیش از نزول قرآن از معارف الهی برخوردار شده اند، هنگامی که قرآن بر آنان تلاوت شود، سجده کنان با تمام صورت خود بر زمین می افتند.

در آیه ای دیگر، سخن از سجده موجودات در برابر ذات مقدس پروردگار به میان آمده است:

أ  لَمْ تَرَ أ نَّ اللَّهَ یسْجُدُ لَهُ مَنْ فی السَّمَاوَات  وَمَنْ فِی الأَرْض ِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِنَ النَّاس ِ وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیهِ الْعَذَابُ وَمَنْ یهن ِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُکْر م ٍ إ نَّ اللَّهَ یفْعَلُ مَا یشَاءُ. (حج / 18)

آیا ندانسته ای که هر که در آسمان ها و هر که در زمین است و نیز خورشید و ماه و ستارگان و کوه ها و درختان و جنبندگان در برابر عظمت و شکوه خدا خضوع می کنند؟ و آیا ندانسته ای که بسیاری از مردم پیشانی به خاک می سایند و برای او سجده می کنند و بسیاری هم از سجده به درگاه او خودداری می ورزند و به همین سبب عذاب بر آنها حتمی شده است؟ اینانند که خدا خوار و حقیرشان می دارد و هر که را خدا خوار دارد، گرامی دارنده ای برای او نخواهد بود. قطعاً خدا هرچه بخواهد، انجام می دهد.

خداوند در قرآن کریم درباره سجده تکوینی موجودات نیز با لفظ «مَن» که در اصل برای صاحبان خرد به کار می رود، در جمله «و لله یسجُدُ مَن فِی السّمواتِ» تنها خضوع موجودات باشعور را مطرح می نماید و می فرماید:

وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّمَاوَات  وَالأرْض ِ طَوْعًا وَکرْهًا وَظِلالُهُمْ بالْغُدُوِّ وَالآصَال ِ. (رعد / 15)

همه کسانی که در آسمان ها و زمین اند، خواه ناخواه در برابر خدا خاضعند و برای او سجده می کنند و نیز سایه هایشان در هر بامداد و عصرگاه.

یا اینکه می فرماید:

آیا به چیزهایی که خدا آفریده است، ننگریسته اند که سایه های آنها از جهت راست و از جهت چپ پدیدار می گردند و می چرخند؛ درحالی که خدا را سجده می کنند و در برابر او خاضعند؟ (نحل / 48)

آری، درختان شاداب و سرسبز، صبحگاهان و شامگاهان در برابر خدا سجده می کنند. (نهج البلاغه، ترجمه دشتی، 1389: خطبه 133 / 176) بنابراین در نگرش الهی، طبیعت به عنوان موجودی محترم مطرح می شود. از همین رو رسول خدا(ص) از هرگونه بی حرمتی به طبیعت، نهی کرده است: «زمین را نوازش کنید و از آن برکت گیرید، زیرا او مادر شماست، مادری که به فرزندانش مهربان است» و «برای من سراسر زمین، مسجد است.» (منطقی، 1388: 358 و 359) بنابراین انسان ها نباید محل عبادت را آلوده و تخریب کنند.

حاصل آنکه نظام آفرینش که برای آدمی آفریده شده، دارای شعور است و در حال تقدیس حق تعالی و دارای احترام می باشد. انسان در مجموعه ای از نظام آفرینش است که تمام اجزای آن دارای احساس و ادراک  هستند و چنین مقدر شده که وی برای سیر کمال خود از سایر اجزای هستی استفاده کند. در نتیجه الگوی اخلاق زیست محیطی برآمده از قرآن، احترام به هستی است که در برابر پروردگارش از سر شعور و احساس خاضع است و آدمی را نیز به خضوع فرا می خواند تا طغیان را فرو نهد و طبیعت را بر اثر حرص و طمع خود ویران نسازد. چنین نگاهی حفاظت از محیط زیست را ضروری می سازد.

تحلیل اوصاف پیش گفته و رابطه آن با اخلاق زیست محیطی

بهره مندی انسان از رفتار و اخلاق پسندیده در مرحله استفاده از مواهب الهی محیط زیست، در پی نگرش صحیح او به عالم هستی حاصل می شود. این نگرش صحیح، نتیجه آگاهی از هدفمند بودن، فرمانبرداری، سنجیده بودن، زیبایی، نشانه الهی بودن، تسبیح و تقدیس هستی برای خالق هستی است. بیان حضرت علی(ع) درباره ایجاد این نگرش و حس مسئولیت در برابر پدیده های طبیعی و موجودات پیرامون آن درخور توجه است:

اتّقوا الله فِی عبادِهِ و بِلادِه فَإنَّکم مسئُولوُن حتّی عَن البِقاع و البَهایم.

تقوای الهی را در بندگان و شهرها رعایت کنید؛ زیرا شما در پیشگاه خداوند حتی درباره خانه ها و حیوانات مسئول هستید. (نهج البلاغه، ترجمه دشتی، 1389: خطبه 167 / 228)

علامه مجلسی در شرح این عبارت می نویسد:

از زمین ها درباره اینکه چرا این را ویران و دیگری را آباد کردید، سؤال می شود و از اینکه چرا خداوند را در آن نپرستیدید و درباره چهارپایان اینکه چرا آنها را گرسنه رها کردید و به درد آوردید و حقشان را رعایت نکردید. (متقی، 1386: 45)

بنابراین آدمی باید خود را جزیی از طبیعت و در برابر آن مسئول و نه تافته جدابافته بداند. در این صورت نباید خود را برتر از طبیعت بداند و به بهره کشی نابجا با آثار غیر قابل جبران روی آورد. (جان بنسون، 1382: 294)

انسان یکی از پدیده های هستی است که سرنوشتی جدای از سایر پدیده های جهان ندارد. در عین حال، ویژگی های مختص به خود را دارد. (شیخ الاسلامی و مزیدی، 13/10/1388: 7) انسانی که عاقل، آزاد، مختار و ... آفریده شده است، باید برای نیل به هدف غایی آفرینش خویش، خود را ملزم به رعایت اخلاق زیست محیطی بداند؛ زیرا آنچه مردم انجام می دهند، از اعتقادات آنها سرچشمه می گیرد و هر اعتقادی انسان را مکلف به انجام وظایفی مشخص می کند.

انسان ها باید نگرش خود به طبیعت را دگرگون کنند؛ زیرا با توجه به قرآن، مناسبات ناپسند انسان ها موجب ظهور فساد در دریا و خشکی می شود: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ». (روم / 41) درحالی که مناسبات پسندیده اخلاقی انسان ها، موجب گشایش درهای برکات آسمان و زمین به روی آنان می گردد: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ». (اعراف / 96)

بنابراین بین مناسبات انسانی و محیط زیست، رابطه مستقیمی برقرار است. از نگاه قرآن، طبیعت در برابر اعمال آدمی عکس العمل نشان خواهد داد. در نتیجه انسان ها باید در برخورد با طبیعت، رفتاری را برگزینند که منجر به آبادانی زمین، بدون بر هم زدن نظم طبیعی و سازوکارهای زیست محیطی باشد. (بنگرید به: هود / 61)

نتیجه آنکه، از آن جهت که خداوند هستی را هدفمند آفریده و عالم دارای ویژگی های تکوینی است و هماهنگ با انسان در مسیر کمالش حرکت می کند، برای انسان حقی ایجاد می کند که در برابر آن مکلّف است. ازاین رو مسئولیت اخلاقی انسان در برابر محیط زیست شکل می گیرد. از طرف دیگر، خداوند این جهان هدفمند را که دارای سنجش و اتقان و زیبایی منحصر به فرد است، تسلیم خود و آدمی ساخته است. ازاین رو آدمی در برابر نظامی سراسر فرمان بردار و سنجیده قرار می گیرد و از رهگذر آن در کنار استفاده بهینه از منابع طبیعی با حفظ زیبایی هستی و اتقان آن، مسئولیت اخلاقی  انسانی شکل می گیرد.

تسبیح و سجده جهان هستی در برابر خالق بی همتا از دیگر اوصافی می باشند که در شکل گیری مسئولیت اخلاقی انسان در برابر محیط زیست تأثیرگذار هستند. آدمی با درک این مسئله با حفظ حق هستی در نیایش با پروردگار، به مسئولیت اخلاقی خود رهنمون می گردد.

نتیجه

نظام هستی شناختی قرآن می تواند در ارتقای اخلاق زیست محیطی نقش چشمگیری داشته باشد. هستی از دیدگاه قرآن هدفمند، فرمان بردار، سنجیده، زیبا و قدسی، نشانه الهی، تسبیح گو و سجده کننده در برابر حق تعالی است.

توجه به چنین اوصافی با توجه به دلالت صریح آیات قرآن و روایات معصومین(ع) که به منزله شرح و تفسیر حقائق آیات هستند. در انسان انگیزه مواجه خردمندانه و اخلاق مدارانه را با محیط زیست فراهم می سازد. این نوع نگاه و تلقی شعورمندانه از هستی که همراه با ایجاد میل و انگیزه در انسان است می تواند زمینه ظهور و بروز افعال اخلاقی و ارتباطی حق مدارانه را با محیط زیست سبب شود که در آن حق محیط زیست به عنوان یکی از ارکان هستی که کمال آدمی وامدار آن است، استخدام و بهره مندی درست از آن است.

در این نوع رفتار است که محیط زیست و مواهب طبیعی از تصرفات قهرآمیز و ویرانگر انسان در امان است و در شکوفایی و رونق آن تلاش صورت می گیرد. این مقاله با ذکر آیات قرآن و تشریح اجمالی از آن، الگویی توحیدی از نحوه مواجهه اخلاقی انسان با محیط زیست و ارتقاء اخلاق زیست محیطی را ارائه می کند.

پی نوشت ها:

1 . مانند: «ثُمَّ اسْتَوَى إ لَى السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأ رْض  ائْتِیا طَوْعًا أ وْ کَرْهًا قَالَتَا أ تَینَا طَائِعِینَ؛ سپس به آفرینش آسمان پرداخت و آن توده ای از دود بود. پس به آسمان و زمین فرمود: خواه یا ناخواه باید به صحنه وجود بیایید. گفتند: آمدیم و همه به دلخواه مطیع فرمان توییم.» (فصلت / 11) و «وَلَهُ مَنْ فی السَّمَاوَاتِ وَالأ رْض  کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ؛ همه کسانی که در آسمان و زمین هستند (فرشتگان، جنیان و آدمیان) خاضعانه به فرمان او گردن نهاده اند». (روم / 26)

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم (ترجمه قرآن براساس المیزان)، ترجمه سید محمدرضا صفوی.

2. نهج البلاغه، 1389، ترجمه محمد دشتی، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چ هفتم.

3. نهج الفصاحه (کلمات قصار پیامبر اعظم(ص))، 1386، ترجمه علی شیروانی، قم، انتشارات دارالفکر.

4. ابن جمعه، عبدالعلی، 1415 ق، تفسیر نورالثقلین، ج 3، قم، انتشارات اسماعیلیان.

5. الکساندرکیس، وین فرید، لانگ پیتراچ، 1379، حقوق محیط زیست، ترجمه محمد حسن حبیبی، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، چ اول.

6. پورمحمدی، علی، 1387، مبانی فلسفی اخلاق زیستی، تهران، مؤسسه فرهنگی، حقوقی سینا، چ اول.

7. تفرشی، ایوب، 1389، «تفسیر مثنوی معنوی 270، عشق و جهان هستی»، http://ayoub.persianblog.ir

8. جان بنسون، 1382، اخلاق محیط زیست؛ مقدمات و مقالات،  ترجمه عبدالحسین وهاب زاده، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی، چ اول.

9. جهان بگلو، رامین، 1386، در جست وجوی امر قدسی، گفتگو با سید حسین نصر، ترجمه سید مصطفی شهرآیینی، تهران، نشر نی، چ سوم.

10. جوادی آملی، عبدالله، 1386، اسلام و محیط زیست، قم، نشر اسرا، چ اول.

11. حسین ذکی، ناظر، 1383، « نگاهی گذرا به نقش اسلام در حمایت از محیط زیست»، مجله فرهنگ جهاد، قم، سال نهم، ش 36.

12. حسین دشتی، سید مصطفی، 1385، معارف و معاریف (دائرةالمعارف جامع اسلامی)، ج 5، ویرایش چهارم، تهران، نشر مؤسّسه فرهنگی ارائه، چ اول.

13. حسینی، سید علی، 1380، «طبیعت، مخلوق خدا»، مجله فرهنگ جهاد، قم، سال ششم، ش 24.

14. ـــــــــــــــ ، 1382، «بازخوانی کتاب فقه محیط زیست»، مجله فرهنگ جهاد، قم، سال هشتم، ش 31.

15. حکیمی، محمد رضا، محمد و علی، 1375، الحیاة، ج 3، ترجمه احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

16. سبحانی، جعفر، 1364، قرآن و اسرار آفرینش (تفسیر سوره رعد)، قم، نشر مؤسّسه امام صادق(ع).

17. سعدالدین، محمد منیر، 1378، «محیط زیست و مسئولیت انسان»، مجله فرهنگ جهاد، قم، سال چهارم، ش 16.

18. شیخ الاسلامی، راضیه و محمد مزیدی، 1388، «مبانی وجودشناختی و انسان شناختی روش های تربیتی انسان از دیدگاه قرآن و سیره پیامبر اعظم(ص)»، خبرگزاری فارس.

19. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، بی تا، الاسفار الأربعه فی الحکمة المتعالیة، ج 6، تصحیح و تحقیق و مقدمه: احمد احمدی، تهران، نشر بنیاد حکمت اسلامی صدرا.

20. قوام، میرعظیم، 1375، حمایت کیفری از محیط زیست، تهران، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، چ اول.

21. مؤمنی، محتشم، 1383، «درخت در قرآن»، مجله فرهنگ جهاد، قم، سال نهم، ش 35.

22. المتقی الهندی، علاءالدین بن حسام الدین، 1413، کنزالعمّال فی سنن الأقوال و الأفعال، ضبطه و فسر غریبه: الشیخ بکری حیانی، صححه و وضع فهارسه و مفتاحه: الشیخ صفوه السقا، الجزء الاول، بیروت، مؤسّسه الرساله.

23. متقی، تقی، 1386، اخلاق زیست محیطی پیامبر اکرم(ص)، قم، نشر پژوهش های اسلامی صدا و سیما.

24. مطهری، مرتضی، 1384، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (انسان در قرآن)، ج 4، قم، نشر صدرا، چ بیست و چهارم.

25. معین، محمد، 1354، فرهنگ فارسی (متوسط)، ج 3، تهران، امیرکبیر، چ دوم.

26. مکارم شیرازی و دیگران، ناصر، 1371، تفسیر نمونه، ج 12، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ دهم.

27. منطقی، مرتضی، 1388، «زیست محیط از منظر دین»، مجموعه مقالات قرآن و علوم طبیعی (2)، مشهد، نشر بنیاد پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه، چ اول.

28. موسوی خمینی (امام)، روح الله، 1400، با قرآن در صحنه (تفسیر سوره مبارکه حمد)، تهیه و تنظیم: علی اصغر ربانی خلخالی، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

29. ـــــــــــــــ ، بی تا، آداب الصلاة، تهران، مؤسّسه تنظیم و نشر تراث امام خمینی(ره).

30. موسوی همدانی، سید محمد باقر، 1374، ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ پنجم.

31. نصر، سید حسین، 1379، نیاز به علم مقدس، ترجمه حسن میانداری، قم، نشر طه.

32. ـــــــــــــــ ، 1380، معرفت و امر قدسی، ترجمه فرزاد حاجی میرزایی، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، چ اول.

33. ـــــــــــــــ ، 1386، دین و نظام طبیعت (مجموعه سخنرانی های ادوارد کدبری در دانشگاه بیرمنگام 1994)، ترجمه محمدحسن فغفوری، تهران، حکمت، چ دوم.

34. نصری، عبدالله، 1373، مبانی جهان شناسی در قرآن، امیرکبیر، چ اول.

35. ـــــــــــــــ ، 1379، مبانی انسان شناسی در قرآن، بی جا، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چ اول.

36. ولایی، عیسی، 1388، اسلام و محیط زیست، قم، اندیشه مولانا، چ اول.

37. Pojman L.P, 2001, "On the ethics and environmental concerns". In: Environmental. Ethics: Readings in Theory and Application. Thompson and Learning, ed, by L.P. Pojman, London.

نرجس ملک محمدی

فتح الله نجارزادگان

حسین معصوم بیگی

فصلنامه اخلاق - شماره 12