خراسان رضوی
صفحه اصلی
بازگشت به صفحه قبلی
 
سماور مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط برنامه ریزی و نظارت   
تعداد بازدید: 453 دفعه
دوشنبه ، 19 تیر 1391 ، 18:02
شغل‌هایی وجود داشت که بسیاری از آن‌ها در روند تکامل از بین رفت. سالیان دراز، اگر پدران زنگوله‌ساز و درشکه‌چی و گاری‌سوار بودند، پسران نیز جا پای پدران می‌گذاشتند و حرفه و پیشه پدران را دنبال می‌کردند. اینجا همه‌اش الافی بود. یعنی همه بار فروشی بود؛ بیشتر از بیرون برایشان میوه می‌آوردند و آن‌ها بین میوه‌فروش‌های سطح شهر توزیع می‌کردند. کنار مسجد مقبل در بازارچه‌ی سراب، بیشتر آهنگری و کفاشی بود. میرزای عطار بود، احمد قصاب بود، که قصابی داشت. خانه‌ی پدری ما سه تا مغازه داشت؛ یکی از آن‌ها عطاّری بود که صاحب آن به نام آقای سید حسین فوت شد. یکی دیگر کفش‌دوزی بود که گیوه می‌دوخت و سومی سماور ساز بود و سماور تعمیر می‌کرد. سماورهامان زغالی بود. این سماور زغالی است. اول آب می‌ریختند، بعد زغال می‌گذاشتند. یک لوله‌ی حلبی داشت. در بالایش تنوره می‌گذاشتند. داخلش زغال می‌ریختند. زغال را از این‌جا داخل سماور می‌ریختند. فوت می‌کردند تا آبش جوش بیاید. از این پایین سیم می‌ریزند تا چشم‌های شبکه‌اش باز بشود. این زغال‌ها زود شعله‌ور می‌شد. آب، جوش که می‌آمد چایی را دم می‌کردند و روی خودش می‌گذاشتند. جایتان خالی یک چایی می‌ریختیم. آن زمان چایی که می‌خوردیم، برخی اوقات سماور آبش خشک می‌شد، لحیم‌هایش ازبین می‌رفت و باید به سماور سازی می‌بردیم. در گذشته‌ی نه‌چندان دور از فرزندان کشور که می‌پرسیدی پدرت چکاره است، اولی میگفت: نعل‌بند. دومی چراغ‌ساز، سومی تراش‌کار، قصاب، سقا، چارق‌دوز، حصیرباف، روغن‌کش، زنگوله‌ساز، سراج، مسگر، خیاط، کفاش و..... زمان قدیم در هرخانه‌ای یکی دوتا از این سماورها بود. این‌ها هم ایرانی و هم روسی‌اش وجود دارد. ولی این ایرانی است. در هرخانه‌ای در 2 اندازه‌ی کوچک و بزرگ سماور داشتند و وقتی مهمانی می‌آمد از این سماور بزرگ استفاده می‌کردند. بعد سماور سازها، سماور نفتی ساختند. چه کسی سماور نفتی را ساخت؟ چایی را تا آخر بخورم؟
There are many jobs that disappeared in the evolution. Years, if fathers were bell maker and carriage driver and a wagon ride, the boys were like fathers and would follow their career. It was just Time consuming. Means was all sales of goods; often, they brought out the fruit and the fruit were distributed between whole sales across the city. In the Sarab Bazaar near the Mosque Moqbel, blacksmithing and shoemaking was more. It was Mirza Attar, butcher Ahmad who was a butcher Our parents' home, had three shops, one of them was a grocery that its owner named Mr. Syed Hussain died. Another was a shoemaker who was sewing light cotton summer shoes (Give), and the third was a samovar maker that repaired samovar. We had coal samovars. This samovar is coal. Water is first poured, then put charcoal. There was a tin tube. Stokehole put on top of it. Coal was poured inside. From here, charcoals were poured into the samovar. Y would blow it till the water is boiled. Throw the wire from down till his network eyes open. This coal was ignited early. Water that was boiling the tea was brewed and was put on itself. Drinking a cup of tea At that time that we drank tea, sometimes the water would be dried in samovar, the soldering was destroyed and we had to take it to a samovar making. In the not too distant past, when you asked a child that whats your father's job, one said: farrier. The second would say: light maker, third turner, butcher, carrier, mat mover, kerchief maker, oil drawer, bell maker, saddler, coppersmith, tailor, shoemaker and ..... Old times in each house were one or two of the samovar. These are both Iran and Russia. But this is an Iranian. In every house, they had samovar in two sizes large and small. When guests came, they used a large samovar. Later samovar makers, made oil Samovar. Who made the oil samovar? Drink tea to the end?

در نگاه بيشتر ببينيد




آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 19 تیر 1391 ، 18:13
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

تاریخ آخرین به روز رسانی : 2014-10-26